روزنامه ها نوشتند....

روزنامه ها نوشتند

با خط درشت از تو

مردی با پیشانی بلند

یقه باز

و موهای پریشان

که گره می دهد

بادهای اردیبهشت 1362 را

به گلهای روسری دختری در خراسان

(چقدر این پیراهن چهارخانه به شما می آید آقا!)

صدای دختر از پارگراف پایین شنیده می شود

این طرف پرانتز من نشسته ام

نقطه آخر جمله


روزنامه ها نوشتند

با خط درشت

از دختری در خراسان

که افتاده در چهارخانه پیراهنت

اسیر

چقدر این پیشانی بلند

بادهای اردیبهشت

به دختر می آید.

/ 50 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عه تا

فرهیخته ی گرامی سرکار خانم معصومه احمدی از شما دعوت می کنم در گفتمان تئوریک پیرامون ژانر خواندیدنی شرکت و نظر روشنگر خود را به دوستداران نوپای شعر و ادب حوزه ی مجازی هدیه فرمایید . با کمال احترام و دوستی عه تا

کریمه ملزم

درود به معصومه ی عزیز. شعر بلندت را خواندم و لذت بردم واقعان زیبا مینویسی[گل]

مارال

شعر رو در اولین فرصت تایپ و برایتان ایمیل می کنم...ممنون دوست خوبم

محمد خواجوی (فریاد)

درود بر دوستان هم فریادم.همانگونه که قبلا گفتم شعر اعتیاد که یکی از ترانه های در دست ساخت اینجانب است را در وبلاگ قرار داده ام تا از نظر شما بزرگواران درتکمیل این شعر که موضوعی اجتماعی و بسیار مهم دارد هم استفاده کرده باشم.علت این تقاضای مشارکت را چنین بیان میکنم که موضوع اعتیاد،موضوعی ست که هر کسی در مورد آن دیدگاه متفاوت و تازه و احساسی مخصوص به خودش دارد و مایل به مشارکت افکار عمومی درین شعر هستم.در هیچ کجای دنیا حتی کشور خودمان هیچ کس را به علت سرماخوردگی ، آنفولانزا ، ایدز و حتی بیماری های مسری همچون جوزام زندانی نمیکنند بلکه تحت مراقبت های ویژه و در محل های خاص قرار میدهند.ولی در کشور ما یک بیمار معتاد را زندانی میکنند.در مورد بیماری ها مسئولین سعی در جلوگیری از ورود عامل بیماری و مهار آن مینمایند ولی در مورد اعتیاد ... .در این شعر حرف برای گفتن زیاد است که این زحمت را واگذار میکنم به عهده ی شما دوستان هم فریادم (حتی مصرعی و بیتی). نام دوستانی که در این مهم ، مرا یاری می نمایند را هم به عنوان شاعر معرفی خواهم نمود.(حتی بصورت اشتراکی) "شعر نظریه "ی شما را هر چند کوتاه بر دیده ی منت می نه

محمد خواجوی (فریاد)

درود بر دوستان هم فریادم.همانگونه که قبلا گفتم شعر اعتیاد که یکی از ترانه های در دست ساخت اینجانب است را در وبلاگ قرار داده ام تا از نظر شما بزرگواران درتکمیل این شعر که موضوعی اجتماعی و بسیار مهم دارد هم استفاده کرده باشم.علت این تقاضای مشارکت را چنین بیان میکنم که موضوع اعتیاد،موضوعی ست که هر کسی در مورد آن دیدگاه متفاوت و تازه و احساسی مخصوص به خودش دارد و مایل به مشارکت افکار عمومی درین شعر هستم.در هیچ کجای دنیا حتی کشور خودمان هیچ کس را به علت سرماخوردگی ، آنفولانزا ، ایدز و حتی بیماری های مسری همچون جوزام زندانی نمیکنند بلکه تحت مراقبت های ویژه و در محل های خاص قرار میدهند.ولی در کشور ما یک بیمار معتاد را زندانی میکنند.در مورد بیماری ها مسئولین سعی در جلوگیری از ورود عامل بیماری و مهار آن مینمایند ولی در مورد اعتیاد ... .در این شعر حرف برای گفتن زیاد است که این زحمت را واگذار میکنم به عهده ی شما دوستان هم فریادم (حتی مصرعی و بیتی). نام دوستانی که در این مهم ، مرا یاری می نمایند را هم به عنوان شاعر معرفی خواهم نمود.(حتی بصورت اشتراکی) "شعر نظریه "ی شما را هر چند کوتاه بر دیده ی منت می نه

mina

سلام شاعر. بهترین درودهارا نثارت میکنم فکر می کنم تو بین برو بچه های مشهد صفا وصمیمیتت بیشتر از همه است این به خاطر خونگرمی و روراستی ات هست درهر صورت دوست عزیز روزهای خوشی رابرایت در کنا خانواده مهربانت ارزو می کنم درمورد شعرت هم دوستان نظرات خوبی دادند تو احتیاجی به تعریف نداری سبک وسیاق شعرت نشان میده که راهت را شناختی وسنگلاخها را رد کردی ......ماندگار باشی عزیز ..[گل][گل][گل]

سید ولی حسینی

سلام های مزید از نزدیک دور دور و یاد باد از آن دور های بسیار نزدیک. زمانه انسان را به کجا می کشد شعرهای زیبا می نویسید. موفقیت به کام تان باد

باچه ازره

دوست نازنینم سلام 28 اسد سالروز انسداد استقلال نه استرداد استقلال ،عنوان مطلب جدید ویبلاگ باچه ازره است چنانچه فرصت دست داد گذری از ما دریغ مدارید موفق باشید